از قربان تا غدیر خم
فَلیُبَلِّغِ الحاضِرِالغائِبَ وَالوالِدِ الوَلَدَ الی یُومِ القِیامَة
حج سير و حركتى است كه اگر انسان آن را به درستى به‏جا آورد، او را از آلودگى باطن و خطاى ظاهر پاك مى‏كند.
آرى، انسان به هنگام اداى مناسك اين سفر معنوى، از غفلت گذشته خود پشيمان مى‏شود و به ديده دل آينده روشنى را براى خويشتن مى‏بيند.
با انجام اين چنين حج، انسان حاضر نخواهد شد روى از حق برگرداند و از حركت در راه الهى باز ايستد، عنايت و لطف و رحمت حق به چنين زائرى حتمى است.
امام عارفان در آخرين ساعات عمر شريف خود چنين وصيت مى‏كند:
خدا را خدا را بر شما باد به مسئله حج، تا زنده‏ايد خانه حق را خالى نگذاريد كه اگر خلوت بگذاريد، با عذاب حق روبرو مى‏شويد و از عنايت خداوند محروم گشته شخصيت شما متلاشى خواهد شد «1».
ابان بن عثمان از مردى چنين نقل مى‏كند:
به امام باقر عليه السلام عرضه داشتم: چرا حج را «حج» مى‏گويند؟
فرمود: فلان كس حج گزارد يعنى رستگار شد «2».
آرى، كسى كه از نظر ظاهر به زيارت خانه و از نظر باطن به زيارت صاحب‏خانه مشرف شود، به رستگارى رسيده است. كدام برنامه براى انسان در تمام طول زندگيش والاتر از اين كه پروردگار بزرگ عالم اجازه ورود به حريم قدسش را به او بدهد، دلش را مهبط انوار خود كند و قلبش را هم چون آيينه صفا و جلا بدهد، در حدى كه از ژرفاى دل او چشمه عشق بجوشد و انسان، اين ذره بى‏مقدار، در مدار بى‏نهايت در بى‏نهايت موفق به طواف گردد و دست گدايى به دامن غناى او زند.
پيامبر بزرگ اسلام صلى الله عليه و آله فرمود:
كسى كه بميرد و قدرت بر حج داشته، ولى بجاى نياورده به مرگ يهودى يا نصرانى مرده است. «3» امام صادق عليه السلام فرمود:
آن كس كه به خاطر فلاكت، يا نداشتن قدرت جسمانى، يا مانع شدن ستمگر، نتوانست حج كند معذور و در غير اين صورت به هنگام مرگ، يهودى يا نصرانى از دنيا خواهد رفت‏ «4».
شيخ طوسى در كتاب باعظمت تهذيب در حديث صحيحى از امام صادق عليه السلام چنين روايت كرده است:
شخصى به ديدن رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و گفت: من براى انجام حج حركت كردم اما به مقصد نرسيدم و از اين بهره بزرگ محروم شدم، اكنون ثروت هنگفتى در اختيار من است، مال خود را در چه برنامه‏اى خرج كنم تا تلافى حج شود و سودى همانند ثواب حج ببرم؟
رسول اسلام صلى الله عليه و آله به او نگاهى كرد و فرمود: به كوه ابوقبيس بنگر، اگر اين كوه برايت طلاى احمر شود و آن را در راه خدا خرج كنى به ثواب يك حاجى نخواهى رسيد. حاجى به هنگام تدارك سفر هرچه از جاى بردارد و آنچه بر زمين بگذارد، براى او ده حسنه نوشته مى‏شود و ده گناه بخشيده مى‏گردد و ده درجه به او مى‏رسد و همين كه سوار مركب گردد، به هر گامى كه برمى‏دارد خداوند برايش به مثل آنچه گفتم مى‏نويسد.
همين كه طواف خانه حق كند از گناه خارج مى‏گردد و چون سعى صفا و مروه نمايد، از معاصى پاك شود و به هنگام وقوف به عرفات از ذنوب خود خارج گردد و به خاطر رمى جمرات بى‏گناه مى‏شود.
در هر صورت رسول عزيز اسلام صلى الله عليه و آله در فرامين خود به يك يك از برنامه‏هاى حج و موقف‏ها اشاره فرمود و نظير ثواب و بهره‏هاى گفته شده را براى تمام مواقف بيان داشت، سپس به آن مرد گفت: آنچه براى يك حاجى فراهم مى‏شود، كجا براى تو به‏دست خواهد آمد؟ «5»
صدوق بزرگوار در من لا يحضره الفقيه در باب حج نقل مى‏كند:
مسافرى كه مسير سفرش به سر حد حرم برسد، در صورتى كه فرود آيد و غسل كند و نعلين خود را بدست گرفته با پاى برهنه در حالت تواضع، به خاطر خداى عزوجل و عزت و جلال او داخل حرم شود، پروردگار صد هزار حسنه به او عنايت كرده و مشابهش گناه از او محو مى‏كند و صد هزار درجه به او مى‏دهد «6».
در اخبار حج آمده كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
هر مالى در مصرفش سؤال و جواب هست و براى خرج كننده مسؤوليت دارد، مگر مالى كه در راه حج و يا جهاد در راه خدا خرج شود «7».
امام صادق عليه السلام بنا به نقل صدوق در من لا يحضره الفقيه مى‏فرمايد:
يك درهم خرج كردن در راه حج بهتر است از صد هزار درهم در راه ديگر كه آن هم حق باشد و يك درهم حق امام را به امام پرداختن بهتر است از هزار درهم در راه حج‏ «8».
حاجى بايد به اين واقعيت توجه داشته باشد كه: مسلمان بايد هميشه‏ درآمدش از راه حلال باشد و هرگز اجازه ورود درهمى حرام به اموال خود ندهد و اگر خداى نكرده به هنگام آماده شدن براى سفر حج به مال خود اطمينان ندارد و حق امام، يا حق ديگران در مال اوست، مال خود را پاك كند و حقوق مردم را به آنان برگرداند؛ زيرا اگر به اين مسئله مهم توجه نكند، از ثواب‏هايى كه براى حج شمرده شده محروم خواهد شد، بلكه به هنگام لبيك گفتن در جوابش «لالبيك و لاسعديك» خواهند گفت، چنانچه در روايت آمده است.
كسى كه با مال حرام سفر كند به هنگام لبيك به او جواب رد داده خواهد شد «9».
محدث خبير، صدوق بزرگوار در من لا يحضره الفقيه از طريق صحيح از كتاب حسن بن محجوب از كتاب محمّد بن قيس روايت كرده‏اند كه محمّد بن قيس مى‏گويد: شنيدم از ابوجعفر محمّد بن على الباقر عليهما السلام كه در مكه اين حديث را براى مردم مى‏فرمود:
پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله نماز صبح را با مردم خواند، سپس با آنان به گفتگو نشست تا آفتاب طلوع كرد، مردم يك يك از مجلس برخاسته و رفتند بجز دو نفر يكى از انصار و يكى از اعراب باديه از طايفه ثقفى.
رسول خدا صلى الله عليه و آله به آن دو نفر فرمود: مى‏دانم شما را حاجتى است و آن پرسش از يك مسئله است، اگر بخواهيد من قبل از سؤال شما به پاسخ اقدام كنم، اگر نه بپرسيد تا به شما جواب بگويم.
گفتند: شما ما را خبر ده؛ زيرا گفتن شما بدون پرسش ما بهتر چشم‏ را روشنى مى‏بخشد و از شك و ترديد دورتر و ايمان ما را نسبت به آنچه بايد مؤمن باشيم راسخ‏تر مى‏كند.
رسول اسلام صلى الله عليه و آله از آن مرد انصارى خواست تا نوبتش را به آن مرد بيابانى بدهد و فرمود: اى برادر انصارى! شما نوبت خود را به دوستت واگذار؛ زيرا تو از قومى هستى كه ديگران را برخود مقدم داشته و ايثار مى‏كنند.
در هر صورت آيا حاضرى او حاجتش را بر تو مقدم بدارد، چون تو اهل شهرى و او از باديه؛ مرد انصارى گفت: با كمال رغبت حاضرم.
رسول اكرم صلى الله عليه و آله روى به آن بيابان‏نشين كرد و فرمود: اما تو آمده‏اى از من درباره وضو و نماز بپرسى كه چه اندازه بهره دارد، جوابش را گفت و سپس به مرد انصارى فرمود: اما پرسش تو درباره حج و عمره است كه براى آن چه اندازه ثواب قرار داده شده، آگاه باش چون عزم حج كردى و توجهت به زيارت خانه حق قرار گرفت و خود را براى رفتن آماده كردى و بر مركب سوار شدى و به نام خدا آغاز سفر نمودى، به هر قدمى كه مركب از زمين بر مى‏دارد و بر زمين مى‏گذارد، خداى بزرگ براى تو حسنه‏اى نوشته و سيئه‏اى محو مى‏كند و همين كه احرام بستى و لبيك گفتى، خداوند به هر لبيك ده حسنه قرار داده و ده سيئه دور مى‏كند.
چون طواف بيت كردى براى تو نزد حق به خاطر آن، عهد و پيمانى ذخيره شده كه حضرت حق از عذاب تو حيا خواهد داشت و همين كه در مقام ابراهيم به دو ركعت نماز قيام كردى، به خاطر آن دو ركعت ثواب دو هزار ركعت نماز قبول شده به تو عنايت مى‏شود.
و چون به سعى صفا و مروه برآمدى و هفت بار آن راه را طى‏ كردى، برايت نزد حق اجر كسى است كه از شهر خود پياده به حج آمده باشد و همانند كسى است كه هفتاد بنده مؤمن را از بردگى رهانده باشد.
و چون وقوف به عرفات را تا غروب انجام دادى، اگر خطايت به عدد ريگ صحراى عالج عربستان و به عدد كف درياها باشد، خدايت مى‏آمرزد و همين كه به منى آمدى و سنگ‏ريزه‏ها را به جمرات زدى، براى تو به خاطر هر ريگ ده حسنه نوشته مى‏شود و اين ثواب براى تو در بقيه عمرت همواره ثبت مى‏گردد.
و چون سر تراشيدى براى تو به عدد هر مويى كه جدا شود، حسنه‏اى نوشته و اين ثواب در آينده عمر نيز برايت محفوظ خواهد بود.
و چون قربانى كردى، يا به نحر شتر برخاستى به عدد هر قطره خونى كه از او به زمين مى‏رسد برايت حسنه‏اى ثبت مى‏شود و مشابه آن هم براى آينده عمرت هست.
و همين كه از منى بازگشتى و طواف بيت را به جا آورده و در مقام ابراهيم نماز خواندى، ملكى به پشت شانه‏ات زده مى‏گويد: اما از گذشته عمرت هر چه بود آمرزيده شد، پس عمل خود را از سر گير اكنون تا صد و بيست روز «10».
آرى، خداوند عزيز براى مهمانش اينگونه تدارك ديده و اين از آقايى صاحب‏بيت است و اين ثواب‏ها براى عموم مردم است، اما آنان‏كه اهل معرفت هستند و عاشق‏وار به ديار معشوق آمده‏اند براى آنان ثواب‏ لقاى حق است و كسى از عهده بيان يا شمارش اينگونه ثواب بر نمى‏آيد.
عاشق، حركتش و سفرش و حالش و ديد باطنش و اعمال و مناسكش با همه فرق مى‏كند.

 
[ سه شنبه 17 آبان 1390  ] [ 3:43 PM ] [ عرفان احمدي ] [ نظرات 0 ]
امام ششم علیه السلام:«لا یزال الدین قائما ما قامت الکعبه »
حج «قصد» است و آهنگ، «حرکت » است، از «خود» و از «دیار خود» به مقصد «خانه ای مقدس » و به منظور تجدید پیمان با ذات اقدس صاحبخانه.
و جای جای آن حرم و حریم پاک و پیرامون آن کانون نور، هر چه هست، چشمه حیات است و برکه برکت و آبشار رحمت است و کاریز کرامت که می جوشد و می ریزد و می دود و می رود و همه از«کانال حج و زیارت » به «اقیانوس بی نهایت » می پیوندد.
و «حج » یکی از بزرگترین و ارزنده ترین کلاسهای آموزنده و اجتماعی، انسان است، که در ساختن فرد و جامعه اسلامی، نقشی مؤثر و انکار ناپذیر داشته و دارد. و «حج » یک عامل هماهنگ کننده است که می بایست به تمام مسلمانان از هر تیره و طبقه که هستند، خط و جهت فکری بدهد. و خداوند «کعبه » را عامل برپائی و بقاء و «قیام مردم » (1) معرفی نموده و آنرا قبله آنان و «پرچم اسلام » قرار داده است.
و آئین اسلام، بیانگر یک حرکت معنوی است و انسان اسلام (یک مسافر مستعد و پای در راه و «مهاجرالی الله » است.
و این حرکت معنوی مقصد می خواهد و آن «معاد» است و رهبر می خواهد و آن «امام » است و نور می خواهد و آن «علم » است و وسیله می خواهد و آن «پارسائی و تقواست » و ... و حرکت معنوی و الهی اسلام، پایگاه اجتماعی و تمرکز می خواهد و «حج » به منظور تامین این نیاز و ضرورت و به خاطر چند جهت دیگر «که در مجموع از آنها به فلسفه حج تعبیر می شود. » تشریع شده است.
و این یک حقیقت عینی و محسوس است که شهر مقدس «مکه » عملا پایتخت و پایگاه واقعی توحید و گاهواره ایمان و قطب مرکزی و قلب جهان اسلام است و «مسجد الحرام » ارک دولتی این آئین آسمانی می باشد که «کعبه »، این خانه شکوهمند و دیرپا و خدا مردمی را چونان نگینی برجسته و درخشان در میان گرفته است.
و در لسان نوزاد کعبه و شهید محراب از «کعبه » به عنوان «علم و پرچم اسلام » یاد شده است. (2) که بر فراز ستیغ سراسر عظمت و افتخار تاریخ اسلام عزیز تعبیه و نصب گردیده است. و این پرچم سرافراز و همیشه پیروز: «بیت الله » همواره نشانگر «حاکمیت الله » خواهد ماند که هم قبله مقبلان عالم است و هم مقصد سالکان پای در راه و مطاف زائران دل آگاه بوده و هست.
توفیق تشرف به حج یافته (3) است باید دریابد که باین منظور به این سامان فراخوانده شده است که با تمام وجود در مراسم تحلیف و سرود صبح بیداری و بازگشت به خویشتن خویش شرکت کند و به این پرچم مقدس سوگند خورد که همواره «پرچمدار» را «که اسلام عزیز» است، پاس دارد و سر در خط فرمان فرمانروای هستی گذارد.
و تا این «پرچم مقدس » و مراسم شکوهمند آن برپاست آئین اسلام نیز برجاست و فرمایش امام ششم علیه السلام: «لا یزال الدین قائما ما قامت الکعبة » (4) مؤید این حقیقت والاست.
و همواره در اهتزاز باد این پرچم و سرفراز باد این پرچمدار و پاینده باد «ام القری » این پایتخت دیرپای کشور توحید.
و گرچه سوگمندانه این مرکز هم اکنون در عصر ما - به خاطر خیانت حاکمان خود فروش - با خطر هجوم و حمله گرگان و گرازان آزمند روبروست ولی به فضل الهی و به گواهی تاریخ هیچگاه سقوط نکرده و نخواهد نمود و به این امیدیم که هر چه زودتر، حصار شب فرو ریزد و صبح صادق بدمد تا شقایق شرف بشکفد و لاله های امید جوانه زند.
و در آن هنگام و هنگامه نسیم را می بینی که «آیات پیروزی » را در گوش جانت زمزمه می کند و چرا نکند که در آن لحظه های حساس رویش گلواژه های ارزشهای انسانی، طبیعت تحول و طبعی تازه می گیرد و جهان انسانها تولدی دیگر می یابد.
و تولد آن جهان نو - و آن انسان نو - را باید جشن گرفت که با «انسان کامل » سرو و سر و رخصت دیدار دارد.
و آن لحظه و هنگام، زیباترین و دل انگیزترین لحظه های شکوه و نقطه اوج بزرگترین همه حماسه های خون و شرف و ایثار است که حماسه سازان، در طول تاریخ آفریده اند. و آن «انسان کامل » و آن حماسه ساز بزرگ «بقیة الله » است که نقطه آغازین قیام آن امام همام «علیه السلام » نیز از کنار «بیت الله » است، چونان نیای بزرگ و نامورش: «خلیل الله » و چونان جد گرامی و اطهرش «رسول الله » سلام الله علیهم.
و خدا را، چه می شود که در راه باشیم و بر راه باشیم و مشتاق و پویان، مسیر یوسف جان را پی گیریم و در پایان این سیر و سلوک، در سر منزل دولت بیدار آن عزیز بار بگشائیم و با دیدار طلعت خورشید جهان افروز و انسان ساز او، حدیث شبهای هجر را، در برکه مبارک بامداد وصل فرو شوئیم و در حضرتش باریابیم و در فضائی عطر آگین و سرشار از شور و شوق به زبان حال گوئیم:
«یا ایها العزیز مسنا و اهلنا الضر و جئنا ببضاعة مزجاة فاوف لنا الکیل و تصدق علینا ان الله یجزی المتصدقین ».(5)
و امیدمان این است که انقلاب اسلامی ما به رهبری امام امت دام ظله به انقلاب جهانی و مسعود «مهدی موعود ارواحنا فداه » پیوندد.
و حج گزار راستین یک «سالک » است و «سالک از نور هدایت طلبد راه بدوست » (6) وگرنه بسیارند آنان که در طول تاریخ مکرر و مستمر حج، زحمت «بادیه » به «سیم » خریده اند و میخرند بی آنکه از آن منفعتی معنوی برند و حج گزار باید حجی گزارد که او را از «نو» بسازد که «حج » تجدید میثاقهاست، و بارور کردن تعهدها و یادآوردن خاطره ها - در سرزمین خاطره ها - و سخن کوتاه:
که، حج «حج » است و «حج گزار» میهمان حق است و از انصاف دور است که از راهی دور یا نزدیک کسی را به این میهمانی فرا خوانند و او از آداب و مراسم و مقررات این «بار عام » و این «مائده عظیم الهی » بی خبر باشد که اگر بی خبر به این سفر پردازد و بی خبر«یا بی خبرتر» باز آید، برای همیشه در آتش حسرت و حرمان خواهد سوخت جز اینکه دیگر بار بربندد و گذشته را تدارک و جبران نماید.

 
[ سه شنبه 17 آبان 1390  ] [ 3:41 PM ] [ عرفان احمدي ] [ نظرات 0 ]
.: Weblog Themes By Rasekhoon :.

تعداد کل صفحات : 7 ::      1   2   3   4   5   6   7  

درباره وبلاگ

نويسندگان
آرشيو مطالب
آمار سایت
كل بازديدها : 57396 نفر
كل مطالب : 92 عدد
تعداد کل نظرات : 2 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : سه شنبه 17 آبان 1390 
آخرین بروز رسانی : جمعه 27 آبان 1390 
امکانات وب